بنام خدایی که در این نزدیکی هاست...!
روحم سرگردان بود و غریب ...
پر درد و نا امید
نگاهش که می کردی ،
غم میگرفت وجودت را ، ژولیده بودن ِ همهمه ها و تشویش های ذهنم ...!
اما تو مهربان ؛
مثال گذشته های دیروز
رحمانیت و رحیم بودنت را باز هم اثبات کردی
و روح و روان ِ سرگردانم را باری دگر ، با دست های مهربانت نوازش کردی ...
تفاُل ِ بی مثالت را به فال ِ نیک میگیرم
قدم بر می دارم در بی نهایت ِ حضورت ،
شاید که تو را نزدیک تر از بودنم احساس کنم ...